متجاوز دستگیر شد...
این تیتر آخرین خبریست که هم اکنون به دستم رسید...
مهملباف که به خاطر بیان نظرات خود و تجاوز به اذهان عمومی تحت تعقیب بود به دست سربازان گمنام امام زمان دستگیر شد و ظاهرا حکم دادگاه نیز درمورد او تغییر کرده و او به اعدام محکوم شده.
این مجرم خطرناک درحالی که داشت روی مخ عده ای جوان که هنوز مخ خامی داشتند و توسط بزرگان روی مخ آنها کار نشده بود کار میکرد دستگیر شد.
برادران قهرمان و عزیزی که مهملباف را دستگیر کرده اند حتی به او اجازه داده اند به عنوان آخرین سخن هرچه که دوست دارد بگوید(به شرطی که خلاف شرع و عرف نباشد)
این آخرین سخنان اوست:
(( برای من مهم نیست که میمیرم چون همینقد که بین شماها نیستم خودش خیلیه...
زندگی بین یه عده موجود احمق ، متعصب ، یکدنده و عقب افتاده چه ارزشی میتونه داشته باشه؟
باشه من اشتباه کردم...من چیزایی به مردم گفتم که شاید نباید میگفتم ولی من نمیدونستم و با ایجاد این بحث ها میخواستم جواب سوالای خودمو بگیرم ، جوابایی که شما ادعا میکنید کاملا ازشون آگاهید ، جوابایی که میگید روشنگر راه زندگیتونه ، و با شنیدن جواباتون فهمیدم که هیچ روشنگری وجود نداره...شما در تاریکی مطلق مسیرتون رو طی میکنید...چرا شما چیزهایی که خودتون دلیلی براشون ندارید رو به زور تو مغز مردم فرو میکنی؟ مردمی که ظاهرا ذره ای شعور تو وجودشون نیست!!!
من با سیاست کاری ندارم...روی سخن من با شما (....یاست)...شمایی که به امثال من انگ کفر میزنید درحالی که جوابی برای سوالامون ندارید و حتی خودتونم نمیدونید کیو میپرستید...))
در این لحظه یک سرباز گمنام امام زمان با باتوم ضربه ای را به دهان مهملباف وارد کرد و مهملباف بیهوش روی زمین افتاد ، و اکنون نظر شما را به ادامه ی اخبار جلب میکنم...
آره...مهملباف مرد ومنم دارم میرم...احتمالا این آخرین پست این وبلاگه... وبلاگی که یه ماه هم دووم نیاورد...
ظاهرا شروعی که توی دوتا پست قبل از این ازش گفته بودم همین حالا تموم شد...
چه اهمیتی داره؟ بودن یا نبودن ، گفتن یا نگفتن ، خندیدن یا گریستن!!!
دیگه چیزی برای گفتن ندارم...خدافظ....
خبر فوری :
با صلوات بر محمد و آل طیبین و طاهرینش و سلام خدمت تمامی خانندگان این وبلاگ وزین و پرمحتوا ، نظر شما را به خبری که هم اکنون به دستم رسید جلب میکنم : یک مرد روانی به دلیل تجاوز به اذهان عمومی از چندی پیش تحت تعقیب قرار گرفته.
طبق اخبار واصله آقای ع.مهملباف به وسیله ی مهملات ذهن خود به ذهن ملت تجاوز کرده و آنها را از راهی که بزرگان برای آنها در نظر گرفته بودند و به بهشت منتهی میشد (حتما میشد چون بزرگان فرموده اند) منحرف نموده است و به همین دلیل احتمالا به زودی وبلاگ او صافی۱ میشود.
مهملباف درپی به راه انداختن چند بحث فلسفی و دینی در یک سایت عمومی و کم کردن روی چند مسلمان افراطی باعث شده اذهان عده ای از مردم دچار منگیّت مزمن شده و عده ای نیز به کلی نسبت به دین و خدا بدبین شده اند. (خدا او را ببخشد)
این جانی بالفطره در حال حاضر آزادانه در فضای سایبر ول میگردد و امکان دارد شما را نیز تحت تاثیر قرار دهد پس در صورت یافتن هرگونه اطلاعی از مخفیگاه او مراتب را به مسئیولین اطلاع دهید تا آنها نیز به عنوان تشکر دعای خود را بدرقه ی راهتان کنند.
از چند ساعت پیش
netpol (پلیس اینترنت) نیز برای دستگیر کردن این موجود خبیث دست به کار شده.سربازان گمنام امام زمان هم (به دلایل فوق سری) عملیات جستجو برای یافتن مهملباف را شروع کرده اند و در صورت دستگیر کردن وی حکم صادره ی آنها برای او 1638098977564 ضربه شلاق و 13 سال حبس ابد اعلام شده.
در صورت دریافت اخبار جدید حتما شما را در جریان خواهیم گذاشت.
خدافظ...
نکته 1): صافی به معنای ف&ی&ل&ت&ر میباشد ، ما به دو دلیل از کلمه ی صافی استفاده میکنیم و از استفاده ی همتای آن در زبان انگلیسی خود داری میکنیم :
1- حفظ وبلاگ خود از این بلای خانمانسوز (صافیئینگ)
2- پاس داشتن زبان فارسی
راستش این چنتا پست بیشتر برای این بود که این وبلاگ یه چند جایی ثبت بشه ، ازاین به بعد یکی دو هفته ای یه بار آپ می کنم ولی سعی میکنم مهملاتم پرمحتوا باشه نه مث اینا محتویاتش محدود و معدود باشه ، در واقع تو پستای بعدی محتوای تابلوتری۱ خواهید دید...
نکته 1): تو همین پستا هم یه محتواهایی بود که اونایی که اهل دل هستن می فهمنشون ، یعنی یه جورایی زیر آبی بود (مهمل تو وبلاگ من به معنی حرفاییه که برای عموم معنی نداره و قابل درک نیست)
یه سری هم به وبلاگ دوراهی ابدی (توی پیوندام) بزنید ، شاید بتونید کمک کنید یکی از دوتا راه انتخاب بشه...
ممنون و خدافظ
یه روزی:
مهملباف خیلی کوچیک بود ، یه سولایی تو کلش بود ولی نمیپرسید چون فک میکرد بزرگترا حتما جوابشو میدونن وگرنه چرا همشون میگن ما مسلمون و خدا پرستیم؟؟؟ و فکر میکرد اگه بپرسه حتما همه با خودشون میگن این چطوری جواب همچین سوال ساده ای رو نمیدونه و شاید مسخرش کنن...
یه روز دیگه:
مهملباف کوچولو : سلام مردم ، من یه سوالی داشتم میتونم بپرسم؟
مردم : آره پسرم ، چرا نتونی!!!
مهملباف کوچولو : چنتا دلیل برای من میارید که به من ثابت بشه خدا وجود داره؟
مردم : خاک بر سر کافرت ، گم شو احمق ، یعنی تو اینقد خری که نمیتونی اینهمه نشونه از وجود خدا رو ببینی؟ ( دقیقا اینا رو نگفتن ولی منظورشون همین بود )
مهملباف : ولی...
مردم : خفه شو...
یه روز دیگه :
مهملباف کوچولو بدون وضو و... یه دونه مهر میذاره جلوش و مث بز دولا و راست میشه و زیر لب یه چیزایی میگه ( راستش بیشتر چیزایی که میگه توهین و فحش اینا بود به بعضیا...)
مردم : به به... به به چه پسر گل و با کمالاتی...به این میگن یه پسر خوب...خوش به حال پدر و مادرش و اینا و اینا و اینا...
مهملباف گفت گور پدرهمه و رفت برای خودش زندگی کنه...
حالا مردم خیلی چیزا پشت سرش میگن ولی مهملباف میدونه که این حرفام مث حرفاییه که در مورد سوالا و نماز خوندنش میزدن و درواقع به اندازه ی بع بععه یه گوسفندم ارزش نداره...
آره...اینجوریاست دیگه... به نظر شما من چیکار کنم؟
اگه میگید من تو پست قبلی مهمل بافتم بهتره اینا رو بخونید :
1 - نیستیم...به دنیا می آییم ، عکس یک نفره میگیریم ، بزرگ میشویم عکس دونفره میگیریم ، پیر میشویم عکس یک نفره میگیریم ، وبعد دوباره باز نیستیم.... (حسین پناهی)
2 - چون مرگ هست پس وجود بشر معنايي ندارد تمام جنايت ها ئي که انسان ها مرتکب مي شوند در مقايسه با آن جنايت بنياني که نامش مرگ است ، اصلا به حساب نمي آيد ( آلبر کامو)
3 - خدايا ، از گناه شوخي هاي کوچکي که با تو کرده ام در گذر ، تا من هم از شوخي بزرگي که با من کرده اي در گذرم ( رابرت فراست)
4 - بزرگترين راز اين نيست که ما در ميان انبوه ماده و ستاره به تصادف پرتاب شده ايم بزرگترين راز اين است که در اين زندان ، چنان تصوير نيرومندي از خود مي سازيم که نيستي را نفي مي کند ( آندره مالرو)
5 - مرگ خوابي است جاودانه ، کم مخاطره تر از زاده شدن ؛ يک خواب آرام ، به دور از هر گونه بخل و حسد ؛ چيزي که همه در جستجوي آنيم ؛ و نيز مي دانم که مرگ چيزي نيست جز دست شستن از بازي که پيشاپيش در آن بازنده ايم ( فرانسيس بومانت)
6 - زندگي خوب است ، مرگ بهتر و به دنيا نيامدن بهترين ( هاينريش هاينه)
7 - به فرياد نوزاد در هنگام تولد گوش بسپاريد ، به تشنج انسان محتضر در لحظه آخر بنگريد و آنگاه به من بگوئيد آيا هدف از آنچه آغاز و پاياني اين چنين دارد مي تواند لذت جوئي باشد ( ساموئل بکت)
8 - من نمیگم زندگی به خودی خود پوچه ولی این زندگی هایی که اطرافم میبینم پوچیه محضه و زندگی بین این پوچ گرایان نمیتونه چیزی جز رسیدن به پوچی باشه ، پس نتیجه میگیریم که زندگی پوچ و مرگ پوچترینه...خخخ خخخ (عمو مهملباف)
خدافظ
حضور همیشگی کسی که به خونت تشنست رو کنار خودت احساس نمیکنی؟
یه فرشته ی کریه که دنبال یه موقعیتِ تا با داسش گلوت رو پاره کنه.
یه روز اونو خواهی دید ...
شاید میون جمعیت ، شایدم تنها و توی سکوت با هم ملاقات کنید...
هرچند هیچ فرقی نمیکنه چون نه کسی اونو میبینی و نه میتونه کمکت کنه.
کافیه یه بهانه ی کوچیک بدی دستش ، یه تصادف یه بیماری یا حتی یه چیز کوچولو.
اون میاد...
تو چشات زل میزنه و در حالی که تو از ترس حس میکنی همه ی اعضای داخلیت داره از حلقت میزنه بیرون احساسِت رو پاره پاره میکنه...
نفرت ، شادی ، غم ، عشق...
همه و همه از بین میرن و تنها احساسی که برات باقی میمونه ترس و درده...
توی اون لحظات به هیچی نمیتونی فکر کنی جز درد زخم هایی که بر اثر نفرت چندین ساله ی اون داره روی تنت باز میشه...
نفرتی که به خاطر همراهی اجباری و همیشگیش با تو به وجود اومده...
چون اون همه ی کاراتو دیده....
همه جا همرات بوده...از دستشویی گرفته تا سر کلاس و زیر پتو...
بالاخره اون میاد...
و اونوقته که همه ی نگرانیا ، شادیا و غمایی که تو زندگیت تجربه کردی و حتی احساس تحسینت نسبت به عموی عزیزت هم از مغز کوچیک و بی مصرفت پاک میشه...
همه ی این مقدمه چینیای نامربوط به خاطر این بود به بععععععضیا۱ (خخخخخخخ) یاد آوری کنم که مرگو جدی بگیرن نه اینکه وقتی تو وبلاگشون نظر میدم و میگم که یه روزی خواهند مرد اونو پای مهملبافیم بذارن...
مهم نیست بعد از مرگ چی میشه...
مهم نیست یه فرشته میاد و روحتو از بند این جسم خاکی رها میکنه و با هم به آسمونا میرن یا اینکه مرگ آخرین و بزرگترین پوچی ایه که تو زندگی تجربه میشه....
البته به نظر من مرگ پایان زندگی بی معنا و رسیدن به پوچی ابدیه و دوباره اگه نظر منو بخواید من میگم مرگ بهتر از زندگیه چون آدم بعد از مرگ یا با حقیقت۲ روبه رو میشه یا حد اقل از ننگ زندگی با فرزندان حضرت آدم (خ) خلاص میشه.
اینایی که گفتم مهملات ذهن خودم بود وبه احتمال زیاد فقط برای خودم قابل قبول خواهد بود ...
ولی باور کنید همتون میمیرید...
خ خ خ خخخ خخخخخخخخ خخ خ خخخ ایندفه واقعا مهمل بافتما... آخه کیه که ندونه میمیره؟
چه فرقی میکنه...؟
به هرحال از دیدگاه من بهترین اتفاقی که میتونه تو این آشغال دونی ( یا برای بعضیا بهشت یا...) بیافته اینه که هممون بمیریم چون در غیر این صورت همین که هست!!!
باشه ، اصلا به جهنم...
خدافظ
نکته ۱): بعضیا بهونه بودنا....گفته باشم یهو ذوق زده نشن...
نکته ۲ ): تا به حال هیچ گذارش موثقی از رویت هرگونه حقیقت در دنیا دریافت نشده است.
تو این پست معنی اولین آهنگ آلبوم 2002 یه گروه به نام karkadan رو براتون گذاشتم.
این آهنگ در مورد فساد و زوال دنیا و انسانیته و توی این شعر هجوم سیاهی و ارتش شیطان به انسانها و نابودی تدریجی دنیا به دست شیاطین به شکل مهملانه ای به نمایش در اومده.
به نمایش در نیومده ولی گفته شده دیگه... اگه مشکلی توی معنیا بود شرمنده ... الآنم وقت ندارم باید برم...
(هر کس از مطالب این وبلاگ بدون ذکر منبع استفاده کند انگار خون مجید اخشابی را خورده است ...وه وه وه)
Eternal Black Reflections
انعکاس سیاه ابدی
Eternal blackness in the sky
سیاهی ابدی در آسمان
Shining for murder
تاباندن نور برای کشتار
نکته : مثل استفاده از پروژکتور برای شکار در شب ،در این حالت شکارها هیچ جا رو نمیبینن وراحت شکار میشن ، منظور کسی که این مهمل رو بافته این بوده که توی دنیا همه جور کثافت کاری ای انجام میشه و فرد مظلومم هیچ کاری ازش بر نمیاد .
Air tasting of blood and decay
هوا طعم خون و فساد گرفته
Of death
و طعم مرگ
The empire is rising
امپراتوری (شیطانی) در حال قدرتمند شدنه
White shadows fall apart
سایه های سفید هرکدام کوشه ای افتادن
Fading into darkness
و دارن درون تاریکی محو میشن
Time turns to eternity
گردش روزگار اینبار به سمت جاودانگیست (جاودانگی نامقدس)
Secrets of death force their way up from the deep
اسرار مرگ مخفیانه ، گذرگاه های اون ها از اعماق به سمت بالا میاد
The unholy hordes leave the abyss for the final battle.
گروه های نا مقدس و سنگدل برای نبرد پایانی اعماق رو ترک میکنن
نکته : نیرو های اهریمنی ضعف ایمان و اراده و انسانیت و... آدما رو دیدن و کم کم دارن از تاریکی ها بیرون میان و برای نابود زمین دست به کار شدن .
The might of insanity
قدرت جنون
نکته : یه موجود دیوانه از هیچی نمیترسه حتی مرگ و این نقطه ی قوت شیطانِ ، عین مجنون خودمون که به خاطر لیلی از همه چیزش گذشت چون هدفش رسیدن به لیلی بود و هدف شیطان نابود کردن انسان هاست .
Reaches out for humanity
کشیده شدن شدن نوع بشر
To kill
به سمت مرگ
The mirror reflecting the minds of men
آینه افکار و ذهن سربازان رو نشون میده
Shows eternal wastelands
و یه سرزمین خشک و بی کران رو نمایش میده
Hope is vanishing for sheer terror
امید به خاطر وجود وحشت محض ناپدید شده
That is to come
اون درحال رسیدنه
Black eternally
جاودانگی سیاه
معنیارو ندزدینا !!!!!!!
خودتون زحمت بکشید معنی کنید...
خدافظ
یکی بود یکی نبود...
یکی دیگه بود یکی دیگم نبود...
اون یکی که بود با اون یکی دیگه که بود زن و شوهر بودن و این وسط یکی دیگم بود که بچه ی اون دوتا یکی بود...
غیر از خدا هیچکس نبود.
تا اینجا سه تا یکی داریم ویه غیر از خدا هیچکس نبود.
این سه تا یکیه ما با خوبی و خوشی کنار هم زندگی میکردن.
اسم یکیشون آدم ، اسم یکیشون حوا و اسم یکیشونم هابیل بود.
البته چنتا یکیه دیگه هم هستن (بچه های آدم و حوا و...) که اینجا به خاطر پیشگیری از هنگ کردن مخ شما از اونا چیزی نمیگیم.
اینجا من باید به این ابهام که تو کله ی خیلیا هست پایان بدم ، خدا همراه آدم و حوا یه عاقد هم آفریده بوده که آدم و حوا رو به عقد هم در بیاره ، در نتیجه نسل انسان حرومزاده نیست و رابطه ی پدر و مادری که همه ی انسان ها فرزندان اونا به حساب میان کاملا حلال و شرعی بوده.
آفرینش این عاقد یه دلیل دیگه هم داشته ، اون با دختر آدم و حوا ازدواج میکنه و اینجوری یه ابهام دیگه هم از بین میره (البته من نمیدونم بچه ی اونا با کی ازدواج میکنه )
پس تا اینجا ما نتیجه میگیریم که دنیا و آدم و همه چی یهویی و فرت به وجود نیومدن و اینکه ملت میفرمایند همه چی تو هفت روز به وجود اومده۱ صحت داره.
البته ابهام من ربطی به این نداره ، سوال من اینه که اگه یکی بود یکی نبود پس چه جوری غیر از خدا هیچکس نبود؟
درسته که یکی نبود ولی اول یکی بود واونی که اول بود وقتی که یکی نبود هم بود ، پس در اینکه یکی بود شکی نیست و اگه بگیم این یه نفر خدا بوده پس شخصیت های قصه ها ( شنگول و منگول و ننشون و گدو قلقله زن و تام و جری و شرک و ...) از کجا اومدن؟
اصلا اگه اون یه نفر خدا بوده کی این قصه ها رو برای ملت بازگو کرده؟
شایدم اینا مهملات (تراوشات) ذهن آقا خدا ۲ باشه ! نه؟؟؟
اگه اینجوریه پس حتما اینا رو آیه آیه به خانوم شهرزاد قصه گو وحی کرده تا توی کتاب مقدسی به نام قصه های هزار و یک شب بنویسه (هزار و یک شب در شبهای چار شنبه سوری که به اندازه ی هزار ماه کشته میده نازل شده )
بسه دیگه ، فک کنم پست قبلی جبران شد.
یادم رفت بگم قابیل بعد از اینکه با لَغَت میزنه تو پوز هابیل و بچه ی مردمو میکشه با پرداخت دیه آزاد میشه و سالهای سال به خوبی و خوشی زندگی میکنه .
البته آدم خیلی دادگاه و پاسگاه کرد تا قابیل قصاص بشه ولی تو آخرین لحظه مهر مادری حوا جلوی این اتفاقو میگیره.
نکته 1 ):اینکه آقایون دانشمند میگن و تو همه ی کتابا و حتی برنامه های علمی و مستند شبکه های خودمونم میگن که فسیلهایی از انسان های نصفه و نیمه کشف شده و انسان میلیون ها سال و تدریجا بعد از به وجود اومدن زمین به وجود اومده و فلان و فلان و فلان و... همش مهمل بافیه.
نکته 2 ): خدا مَرده چون آخر اسمش ته ی گِرد نداره .
محتوا رو حال کردین؟
میبینمتون...خدافظ...
(این پست جزء این وبلاگ نیست)
یکی من....دوتا تو
یکی من...یکی تو
یکی من....یکی تو
یکی من....یه کمی تو
یکی من...انگشت وسطم واسه تو
یکی من...یکی من...یکی من...تو هم برو بوووووووق بزن
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت همه ی شما چند صد هزار ترفدار این وبلاگ پر محتوا.
همین الآن به خاطر الفاظ رکیکی که بعدا مطالعه خواهید کرد کمال تشکر رو به جا بیارید چون من هیچوقت به کسی که حقش نیست فحش نمیدم...این فحشا رو به خاطر شما میدم، میدم تا دل من و بعضیاتون خنک بشه و بعضیام شُکککک بخورن.
قرار بود ایندفه درمورد اعتیاد بگیم.
آره بچه های گلم ، اعتیاد خییییلی بده....اینقده بده ه ه ه ه ه...خیلی بیشتر از بد بده...ینی وقتی من میگم یه چیزی از بد بدتره شما باید بفهمید که از بد بدتره نه اینکه کم بده یا بده یا از بد بهتره یا یه کمی از بد بدتره یا...
از اولین حلقه ی این زنجیره ی بزرگ شروع میکنیم یعنی کارندگان (زارعین) گرامی مواد یا افغانیون ارجمند.
آغا اصلا همه گوه میخورن...ینی چی؟ بیان چمن بکارن ، چنار بکارن یا کنجد و زعفرونی چیزی...اصلا دولتشون گوه میخوره...طالبانم خیلی گوه میخوره...آمریکام گوه اضافی میخوره...جامعه م گوه میخوره...فضا و عرف جامعه م گوه میخورن...فقرم گوه میخوره...شرف و وجدان و انسانیتم گوه میخورن که غایبن ، اگه برگشتن یادم بندازین 18 نمره از انظباتشون کم کنم....اصلا اولم گفت : همه گوه میخورن.
قاچاقچیای مادرجن...ی حرومز...ی .......(جای این چنتا نقطه چنتا فحش زششششششششششت بذارین، من نمیذارم تا وبلاگ پر محتوام فیلتر نشه) گوه میخورن...اینا واقعا گوه میخورن چون نه آدمن نه شرف و وجدان دارن نه ......
معتادا و جامعه و همه ی اونایی که بالا گفتمم با هم یه گوه خرون دیگه دارن...آخه آدم چقد میتونه خر باشه؟ چقد؟ ها؟
زیزا خانوم شما میگید معتادا آدمای باحالین ...نه؟ ترسو نیستن ؟ پاستوریزه نیستن؟
خوب نتیجه میگیریم خوب خرت کردن...
من نمیگم همه چی تقسیر خودته و بقیه بی تقسیرن ولی باید بگم شما کور تشریف دارین.
دور بر منم معتاد کم نیست...دیدمشون...باحالیشونم دیدم...
دیدم وقتی خمارن چقد ملوس میشن...عین یه گربه کوچولوی دستاموز...یا شایدم هاپوکوچولو بهتر باشه...
آره ....وقتی خمار میشن اینقد باحال میشن که نگو....هر کاری بخوای برات میکنن...تو جون بخوا...
حاضرن همه چیشون بدن به خاطر چس مثقال گوه....منظورم از همه چی همه چی بود به تمام معنا...
حاضرن خودشونو...
زنشونو....
بچه شونو...
ننشونو...
و همه چیشونو بفروشن.
تا حالا کدومتون آدم۱ معتاد دیدین؟
کدومتون سگ معتاد دیدین؟
از همه ی سگا و گربه ها معذرت میخوام که معتادا رو به اونا تشبیه کردم...
نکته 1) : منظورم از آدم انسان بود موجود دوپا یه پا ویا بی پایی که تو وجودش یه چیزی وجود داره که بهش میگن انسانیت.
این بی ارزش ترین پست دنیا بود...
احمقانه بود نه؟
از اونایی که ناراحت شدن عزر نمیخوام چون باید ناراحت باشن...باید برن بمیرن...
بدبختای آشغال...
شاید تند رفتم ، هرچند میخواستم خیلی تندتر برم...
خاک بر سر همه ی تولید کننده ها و مصرف کننده های آپیوم که گند زدن به وبلاگ پر محتوا و با شخصیتم رفت...
این پستو جزء این وبلاگ ندونید چون قرار نیست دیگه از این حرفا توش زده بشه
(حداقل اینقد فحش داده نخواهد شد)
در کل همه ی اونایی که از افیون مفیون و دود و اینا خوششون نمیاد منو ببخشن
قول میدم تو پست بعدی جبران کنم.
خدافظ
(مهمل)
جهت اطلاع خواهران و برادران گرامي که مي خواهند بدانند مهمل چيست بايد عرض کنم که مهمل يعني : مهمل.
متني که شما خونديد مهمل بود ، مهمل يعني الکي ، بي مصرف ، به درد نخور و ناکارآمد ، مهمل يعني آب توهاون کوبيدن.(جهت اطلاع کم سوادان محترم بودا ،يه وخت به کسي بر نخوره .
من ميخوام تو اين وبلاگ يه آبي تو هاون بکوبم که همتون انگشت به دهن۲ بمونيد
.وقتي کارم تو اين وبلاگ تموم بشه چه آب کوبيده اي درست بشه
...بگيد به به
شماها : به به ،به به
...خواهش ميکنم ، خجالتم ندين
.خوب از اينا که بگذريم ميرسيم به يه چيز ديگه و اون چيز ديگه اينه که اين پستک تموم شد و پستک بعدي هم به افتخار خانومي که اسمشونو نميدونم ولي اسم مستعارشون وروناست و اسم مستعار مستعارشم زيزا زازيه در مورد اعتياد خواهد بود
.به نظر من براتون خوبه اگه بياين چون تو همين پستک کوچولو فهميدين که
:1 -
مهمل يعني چي2 -
مهمل رو با (ه) مينويسن نه با (ح)3 -
پست يعني چي4 -
دست تو دهن و دماغتون نکنيد5 -
و هزاران نکته ي علمي ، فرهنگي و هنري ديگرپس همين که فهميدين آپ کردم بشتابييييد تا نکته ي مهم ياد بگيريد
.خوب بعد از اين همه درس ميرسيم به تکليفاتون وتکليف امروز شما هم چون روز اولتون بوده فقط يه نظر ناقابله
.خوب تا پستک يا پست بعدي همه ي شما رو به خداوند بخشنده ي مهربان مي سپارم.
خدافظ
نکته ي 1 :اين يک پست نيست ، در واقع اين يک پست الکي است وکلمه ي پستک در اين پستک فقط جهت ابراز الکيت به کار ميرود و فقط به معناي پستک ميباشد .
نکته ي 2 :هرگز انگشت خود را در دهان يا دماغ خود نکنيد زيرا کار زشتي است و اگر انگشت خود را وارد دماغ خود کرديد و بيرون آورديد هرگزِ هرگز آن را درون دهان خود نکنيد.
نکته ي 3 :مهمل از اهمال مي آيد ، يعني وقتي ميگويند يک نفر <اهمال کاري>کرده است يعني آب در هاون کوبيده.